ميل و اراده‌ٴ من در چنبره‌ٴ چرخي است‌،
كه پيوسته با گردشي يكنواخت مي‌چرخد،
عشق است كه خورشيد و اختران ديگر را مي‌گرداند.

اين فكر از بوئتيوس اقتباس شده بود و حاكي از مقايسه‌اي است با اظهارات سلف او قديس‌ اوگوستين‌، ((چكيده‌ٴ ايمان عبارت است از تقوي‌، نظم وعشق‌)).
توفيق كمدي تقريباً بي‌درنگ بود و در طي قرون ادامه يافت‌. بين 500 تا 600 نسخه‌ٴ خطي‌ از آن در دست است و چاپ‌هايش را نمي‌شود شمرد (در سال 1931 تعداد 662 چاپ آن‌ فهرست شده است‌) و به همه‌ٴ زبان‌ها ترجمه شده است‌. نخستين چاپ آن در سال 1472 در فولينو انجام گرفت‌؛ همان سال دو چاپ ديگر هم به عمل آمد (در مانتوا و اِيزي‌). جمعاً شانزده‌ چاپ از آن شد.
كمدي بزرگ‌ترين يادگار زبان ايتاليايي و هم‌چنين يكي از نخستين يادگارهاي آن زبان است و در آن زبان تقريباً همان مقامي را دارد كه ايلياد در زبان يوناني‌. با اين همه‌، از آنجا كه در زمان‌ دانته‌، هنوز زبان ايتاليايي از مرحله‌ٴ زبان بومي (عاميانه‌) و گويشي بيرون نيامده بود، به‌زودي‌ لازم شد تا كمدي به لاتيني ترجمه شود. بي شك كم بودند ايتالياييان تحصيل‌كرده‌اي كه بتوانند اصطلاحات توسكانيايي را به‌خوبي لاتيني دريابند. ترجمه‌ٴ كمدي به شعر لاتيني به‌وسيله‌ٴ رُنتو ماتئو از راهبان فرقه‌ٴ زيتونيان (و ديگران به راه‌نمايي او) در سال 1343 انجام گرفت‌. ولي اولين‌ ترجمه‌ٴ لاتيني كمدي كه چاپ شد، متعلق به كارلو دا كوينوي يسوعي (1654 ـ 1737) بود و آن‌ ترجمه‌ٴ اولي تا سال 1728 منتشر نشد. ترجمه‌هاي لاتيني ديگري هم‌، از چاپ شده و نشده‌، در دست است‌.
5. زندگي نو
. متن منثور ايتاليايي‌، كه شامل سي و يك شعر ايتاليايي هم هست و به گويدو كاوالكانتي (متوفا 1300) اهدا شده است و دانته در آن داستان عشقش به بئاتريچه و چگونگي‌ ((نو شدن زندگي‌))اش را به‌وسيله‌ٴ اين عشق باز مي‌گويد. اين بئاتريچه‌، عشق كودكي دانته و الهام‌بخش سراسر زندگي‌اش‌، احتمالاً دختر فُلكو پورتيناري فلورانسي بود، كه در سال 1266 زاده شد، درحدود 1285 با سيمونو دو باردي ازدواج كرد و در سال 1290 درگذشت‌. او شخصيت اصلي زندگي نو و كمدي الاهي است‌. در كمدي او رهبر دانته و به‌صورتي تمثيلي‌ معرف دانش الاهي‌، يعني الاهيات است‌. زندگي نو يكي از دلكش‌ترين نمونه‌هاي حسب حال‌1 در ادبيات سراسر جهان است‌. اين كتاب تا سال 1576 چاپ نشد.


1. حسب حال را براي autobiography (زندگي‌نامه‌ٴ خودنوشت‌) برگزيده‌ام‌: حافظ گويد: ((حسب حالي ننوشتيم و شد ايامي چند/ محرمي كو كه رساند به تو پيغامي چند)) ــ م‌.